دیوان شکیب اصفهانی

دیوان شکیب اصفهانی - کد کتاب 38791

0 ریال
موجود نیست.

فرزند محمدحسین شمشیری، متخلص به « شکیب اصفهانی» در سال 1284ش در اصفهان متولد شد. این سرایندة با ذوق و خوش توفیق، تا سن بیست و سه سالگی، ضمن اشتغال، ظاهراً از علوم قدیمه بهره ای یافت و سطوح اولیة دانش های مرسوم حوزه ها را مانند ادبیات، منطق و کلام، به درس فرا گرفت. از دیوانش پیداست که از همان اوان زندگی، به شعر و معارف ادبی، دلبستگی تام داشته است و حافظه و حضور ذهن کم نظیرش باعث آمده تا با استماع سروده های شاعران معروف سبک عراقی و بازگشت، به مطالعة دواوین آنها بپردازد و بعضی از آن آثار را به ذهن بسپارد. به نظر می رسد با وجود این انس دائم و نیز حضور پیوسته در بعضی انجمن های شعر زمان، بیشترین توفیق او از مصاحبت و ارادت به سه سرایندة مشهور سدة اخیر، نصیب او شده باشد. نخستین ایشان سینای کرونی است که به سبب مصاحبتش در انجمن شیدا، شکیب به وی علاقة فراوان پیدا کرد و در فوتش ماده تاریخی سرود. دو دیگر رجبعلی گلزار است که شکیب در اوان زندگی اش و شاگردی او در پیشة قلمزنی اشتغال داشت و تا آخر عمر، نیز بدین کار مشغول بود. او بعدها خوش نشین مغازة عباسعلی آرام در چهارباغ شد. این دکان کتابفروشی و قلمزنی را یکجا گرد آورده بود. حضور شکیب در آنجا باعث شد که شاعران آن روزگار به آنجا دل ببندند و آن را یکی از دو سه پاتوق ادبی اصفهان سازند. اگر کسی نیز طالب بود سروده ای تازه به محک نقد صریح و بی پروا ببرد از زبان تیز او حذر نمی کرد تا نکته یابی های ژرف او را تحفه ببرد. سوم محمدحسین صغیر اصفهانی(1312-1390ق) است که شکیب رفاقتش با وی در اواخر زندگی اش اتفاق افتاد. گرایش او به معرفت، باعث شد که از بیست و هشت سالگی دست تولّا به ذوالریاستین شیرازی ملقب به مونسعلی شاه نعمت اللهی دهد و همین نکته حضور او را در محافل ذکر عرفانی مستمر ساخت. شکیب تا آخر عمر، عیسی وش، نقد تجرد را از کف ننهاد و با خواهرش در منزل شخصی خود، واقع در خیابان مدرّس اصفهانی زیست. او در پاره ای از عمر که دورة افول صنایع دستی بود و رونق پیش را نداشت- مانند دیگر اهل هنر- به عسرت زیست. گاهی نشانه هایی از این فقر مادی و تنگنای معیشت در شعرش بازتاب یافته است: ندانم شکیب از چه در عهد ما به مرگ است محکوم، هر بینوا اما هیچ گاه آبروی فقر و قناعت را مخدوش نساخت و از این باب، داستان ها در افواه دوستان و ارادتمندانش دارد. شکیب، به تصدیق معاشران و ارادتمندانش؛ صریح اللهجه و تند زبان، منیع الطبع، خوش پوش، عارف منش و خوش حافظه بود. او در حالی که چند سال آخر عمر را از تحولات ایام و دگرگونی های روزگار، تلخ کام بود و بویژه از آزار زبان برخی حاسدان و ساعیان، رنجش خاطر یافته بود؛ در عزلت و غریبی، سر به تیرة تراب نهاد و در دوم ذیحجه 1402ق/28شهریور1361ش فوت کرد و به دیار رب الارباب روی گذارد و در قسمت شمالی تکیة آغاباشی تخت فولاد مدفون گشت.

مشخصات فنی
نویسنده محمد رضا شکیب
مترجم -
گرد آورنده جلال الدین همایی
ناشر مشعل
سال نشر 1350
نوبت چاپ اول
ویژگی جلد گالینگور
اندازه وزیری
شماره برگ 500
جنس برگ سفید
کیفیت بسیار خوب
قیمت 0 ریال

نظر خود را در مورد این کتاب اظهار نمایید.

حمل رایگان در اصفهان

محموله سفارشی در سراسر کشور در کمتر از 24 ساعت در دست شما
 

تخفیف ویژه و هدیه

هر روز به خریدهای بیش از 1,000,000 ریال
 

09133252344

7 روز هفته آماده پاسخ گویی